5
(2)

 

کاربرد کلمه job

به معنی شغل؛ اون شغلی که شما دارید یا ندارید، مثال:

▶️I’m looking for a new job.
.من دنبال یک شغل جدید میگردم

▶️I’ve applied for several jobs without success.
.من برای چند تا شغل اقدام کردم، اما موفق به گرفتنشون نشدم

▶️ Ali got a holiday job at a factory in Bristol.
.علی یک شغل تعطیلاتی(تابستانی مثلا”) در یک کارخانه واقع در بریستول به دست آورد

▶️ Ali finally found a job in a bakery.
علی سرانجام یک شغل در نانوایی پیدا کرد

▶️ My son has been offered a job in Tokyo.
.به پسرم یک پیشنهاد شغل در توکیو شده است

کابرد کلمه work

به معنی کار، کار کردن؛ به اون فعالیتهایی که در Job انجام میدید گفته میشه ،مثال:

▶️I have a lot of work to do.
.من کلی کار دارم که باید انجام بدهم

▶️I start work at 8 o’clock every morning.
.من هر روز ساعت8 کارم رو شروع میکنم

▶️I go to work by bus.
.من با اتوبوس به سر کار میروم

▶️I know you’ve got a lot of work to do.
.میدونم که کلی کار برای انجام دادن داری/ میدونم سرت شلوغه

▶️I started work when I was sixteen.
.من وقتی 16 سالم بود کار کردن رو شروع کردم

کاربرد کلمه career

به معنی حرفه؛ دوره خدمتی، تخصص رشته ایی ، مثال:

▶️A career in computer science.
.حرفه ایی در علم کامپیوتر

▶️He has just started out on a career as a photographer.
.او به تازگی حرفه اش رو به عنوان یک عکاس شروع کرده است

▶️He sought a career as a lawyer.
.او دنبال یک حرفه به عنوان وکیل گشت

▶️His career as a soldier ended with the armistice.
.حرفه ی او به عنوان سرباز با صلح جنگ به پایان رسد

▶️He’s hoping for a career in the police force/as a police officer.
.او امید به حرفه ایی در نیروی پلیس به عنوان افسر پلیس دارد

کاربرد کلمه employment

معمولا” اشاره به شغل دائمی دارد؛ مثلا شما برای جایی برای مدتی طولانی کار کنید.

معمولا” انتظار میره که Job برای کارهای کوتاه مدت و Employment بیشتر برای کارهای بلند مدت و پرداخت منظم به کار برود.
مثال:

▶️ After graduation, she found employment with a local finance company.
.او بعد از فارغ التحصیل شدن یک شغل دائم با یم شرکت مالی محلی یافت


 

این پست چقدر مفید بود؟

ستاره بدهید.

میانگین امتیازدهی 5 / 5. Vote count: 2

اولین کسی باشید که به ما امتیاز میدهد.