تفاوت fun و funny

747

 

Fun:

یه اسم غیرقابل شمارش به معنای " لذت و تفریحه". در انگلیسی عامیانه از fun به عنوان صفت هم استفاده میشه. به مثال های پایین دقت کنید:

به عنوان اسم:

We had such fun together.

ما کلی با هم لذت و تفریح داشتیم.

It was fun to go to the beach with Rita’s family.

کنار ساحل رفتن با خانواده ریتا لذت داشت.

I hope you have fun!

امیدوارم بهت خوش بگذره!

به عنوان صفت:

We did a lot of fun activities in groups.

ما کلی کارای باحال و جالب توی گروه انجام دادیم.

Funny:

یه صفت هست به معنای "جالب،شگفت انگیز،باحال،خنده دار..." مثال:

Well. I think she’s very self-confident and assertive. I think she’s very funny.

فک می کنم او خیلی با اعتماد به نفس و مثبته. فک می کنم خیلیم باحاله.

I think Jerry Springer is so funny. I just laugh so much when I watch his show.

جری اسپرینگر خیلی بازیگر باحال و خنده داریه. وقتی نمایشش رو می بینم خیلی می خندم.

نکته مهم: هیچگاه funny رو در معنای "لذت بخش" استفاده نکنید. چون معنا به کلی تغییر می کنه و گاهی هم اصلا معنی نمیده.

The week I stayed in your country was really fun and I found the city where you live very interesting and beautiful.

هفته ای که تو کشورتون سپزی کردم خیلی لذت بخش بود. شهرتون خیلی جالب و زیباست.